اعتماد یا اعتقاد

۱۱ مرداد ۱۴۰۱ | ۱۶:۲۰ کد : ۷۸ شروع دوباره
گمشده این نسل اعتماد است نه اعتقاد اما افسوس که نه بر اعتماد اعتقادی است و نه بر اعتقادها اعتماد ... اعتقاد داشتن به خدا کافی نیست بلکه باید به او اعتماد داشت اعتماد.
اعتماد یا اعتقاد

مسجدی کنار مشروب فروشی قرار داشت و امام جماعت آن هر روز دعا می کرد: "خداوندا زلزله ای بفرست تا این میخانه ویران شود."
روزی زلزله ای آمد و دیوار مسجد روی میخانه فرو ریخت و میخانه ویران شد. صاحب میخانه نزد امام جماعت رفت و گفت: "تو دعا کردی میخانه من ویران شود پس باید خسارتش را بدهی !"
امام جماعت گفت: "مگر دیوانه شده ای! مگر می شود با دعای من زلزله بیاید و میخانه ات خراب شود!" 
پس هر دو به نزد قاضی رفتند. قاضی با شنیدن ماجرا گفت: "در عجبم که صاحب میخانه به خدای تو اعتماد و ایمان دارد، ولی تو که امام جماعت هستی به خدای خود ایمان و اعتماد نداری!
گمشده این نسل 
اعتماد است نه اعتقاد
اما افسوس 
که نه بر اعتماد اعتقادی است
و
نه بر اعتقادها اعتماد ...
اعتقاد داشتن به خدا کافی نیست بلکه باید به او اعتماد داشت اعتماد.
عجب صبری خدا دارد.
خدایا دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید و می دانم:
"کسانی که در مقابل ظلم دیگران سکوت می کنند، خود در آن ظلم شریک هستند.
امام حسین(ع)"

کلید واژه ها: میخانه اعتماد زلزله اعتقاد